خرید بک لینک
دوازده ساله بودم . سه آرزو داشم.آرزو میکردم وقتی بزرگ می شوم زنی متین و موقر باشم با گردبندی مروارید با پیراهنی از جنس گیپور و به لب هایم رژلب قرمز بزنم .دومین آرزو م دیدن کشور فرانسه و روی رودخانه سن سوار قایق شدن بود. دیدن کاخ ورسا و زیباهایش و عکس گرفتن از ایفل . سومین آرزوم بانوی هنرمند و نویس

برچسب: نویسنده: سینا رستمی تاريخ: يکشنبه 21 خرداد 1396 ساعت: 20:03

نوشته های این وبلاگ ارزش هنری
و ادبی ندارد
برداشت از نوشته جایز نیست
عکس : من
شغل :زن مطبخی
مهارت ها : نقاشی روی بوم ، در و دیوار و کابینت
مهارت ها :.دلبری ، دوست داشتن ، رفصیدن با خیال ،کمی سه تار ، کمی تار، کمی عقده ای ،
متولد :سال مار /پیرزن
بیمار: روان پریش
کتاب : تولد یک اثیره
در کتابخانه ملی ثبت شد!

برچسب: نویسنده: سینا رستمی تاريخ: يکشنبه 21 خرداد 1396 ساعت: 20:03

نوشته های این وبلاگ ارزش هنری
و ادبی ندارد
برداشت از نوشته جایز نیست
عکس : من
شغل :زن مطبخی
مهارت ها : نقاشی روی بوم ، در و دیوار و کابینت
مهارت ها :.دلبری ، دوست داشتن ، رفصیدن با خیال ،کمی سه تار ، کمی تار، کمی عقده ای ،
متولد :سال مار /پیرزن
بیمار: روان پریش
کتاب : تولد یک اثیره
در کتابخانه ملی ثبت شد!

برچسب: نویسنده: سینا رستمی تاريخ: يکشنبه 21 خرداد 1396 ساعت: 20:03

زن روي تختخواب دراز كشيده بود

مرد پشت خط چيزي نوشت.نوشته خوانا بود و صريح

پرسيد ه بود الان دوست داري چه كساني كنارت باشند يا چه كسي؟

زن به ياد آورد كسي را كه غرورش را شكسته بود و ...د روي تخت نشست حوله حمام راددور دهانش گرفت تا صدايش را پشت خط نشنود هق هق ميزد و گريه مي كرد

روزش خراب شده بود گلهاي گلدان توي تراس خشك شدند!.

تمام

+ نوشته شده در شنبه بیستم خرداد ۱۳۹۶ساعت توسط اثیره |

برچسب: نویسنده: سینا رستمی تاريخ: يکشنبه 21 خرداد 1396 ساعت: 20:03

صبح خوبی را شروع نکردم . صورتم پف کرده از بس گریه کردم. با پای برهنه به باغ رفتم. دامن بلند چین داری را پوشیده ام با تاپی به همان رنگ .خلخال هایم را به پا بسته ام .زیر درخت گیلاس نشستم روی زمین زیر سایه درخت ...کسی در باع نیست تنهام . مردها در باع همسایه جمع شدند. صدایشان میاید. به صدای گنجشک ها

برچسب: نویسنده: سینا رستمی تاريخ: يکشنبه 21 خرداد 1396 ساعت: 20:03

نوشته های این وبلاگ ارزش هنری
و ادبی ندارد
برداشت از نوشته جایز نیست
عکس : من
شغل :زن مطبخی
مهارت ها : نقاشی روی بوم ، در و دیوار و کابینت
مهارت ها :.دلبری ، دوست داشتن ، رفصیدن با خیال ،کمی سه تار ، کمی تار، کمی عقده ای ،
متولد :سال مار /پیرزن
بیمار: روان پریش
کتاب : تولد یک اثیره
در کتابخانه ملی ثبت شد!

برچسب: نویسنده: سینا رستمی تاريخ: يکشنبه 21 خرداد 1396 ساعت: 20:03

دوستت دارم

دوستت دارم

دوستت دارم

باورشان نمیشود بزرگترین جرمم دوست داشتن تو بود...بزرگترین جرمم شور شیدایی و شوق به زندگی بود.

ای کاش در رویاهایشان دنبالم نبودند.

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم خرداد ۱۳۹۶ساعت توسط اثیره |

برچسب: نویسنده: سینا رستمی تاريخ: يکشنبه 21 خرداد 1396 ساعت: 20:03

خودم را در آینه می دیدم . در آینه ای چهارده سالگی ام . لاعر ، بلند بالا،همان چشم ها بود در صورتی با پوستی سفید گونه های برافروخته لب های گلی .لب های اماده بوسیدن . تعطیلات تابستان کلاس آموزشی و استاد نقاش که دچار جنون بود. از من خواست جلو آینه به چشمام نگاه کنم . نگاه کردن ! تا حالا حتی یکبارهم اینط

برچسب: نویسنده: سینا رستمی تاريخ: سه شنبه 16 خرداد 1396 ساعت: 3:07

اسم همه شان در لیست شاعران بود با تکه پاره های از اشعارشان ...

چه پازل عجیبی ست

فقط اسم یک نفر فقط یک نفر بین آنها

نوشته نشده !

چرایش را میدانم .

از بس ایده آل گر است .

+ نوشته شده در سه شنبه شانزدهم خرداد ۱۳۹۶ساعت توسط اثیره |

برچسب: نویسنده: سینا رستمی تاريخ: سه شنبه 16 خرداد 1396 ساعت: 3:07

نوشته های این وبلاگ ارزش هنری
و ادبی ندارد
برداشت از نوشته جایز نیست
عکس :پای من
شغل :زن مطبخی
مهارت ها : نقاشی روی بوم ، در و دیوار و کابینت
مهارت ها :.دلبری ، دوست داشتن ، رفصیدن با خیال ،کمی سه تار ، کمی تار، کمی عقده ای ،
متولد :سال مار /پیرزن
بیمار: روان پریش
کتاب : تولد یک اثیره
در کتابخانه ملی ثبت شد!

برچسب: نویسنده: سینا رستمی تاريخ: شنبه 13 خرداد 1396 ساعت: 2:36

خیلی سال پیش در یک نمایشگاه با او آشنا شدم . مردی با قدی متوسط شانه های پهن حدودا چهل ساله .مهربان با لبخندی به لب .شوخ طبع .ظاهری برازنده . اون روز خیلی جدی بودم اصلا از این وروجک خوشم نیامد. . دو تا دختر جوان و زیبا در کنارش بودند. معرف از کارنامه بلند بالای دوست تعریف کرد بعد از سالها این روزها

برچسب: نویسنده: سینا رستمی تاريخ: شنبه 13 خرداد 1396 ساعت: 2:36

خواب دیدم یک خواب خوب دیگر به تو فکرنکنم . گناه است چشم داشتن به فال غریبه ها !! زمانه آخر از ما خیال می سازد ...فهمیده است من دارم درباره اش می نویسم . عاشقش شده ام . فکر می کنم عاشقش شده باشم . من عاشقش شده ام .

+ نوشته شده در جمعه دوازدهم خرداد ۱۳۹۶ساعت توسط اثیره |

برچسب: نویسنده: سینا رستمی تاريخ: شنبه 13 خرداد 1396 ساعت: 2:36

در زندگی فقط یک نفر هست وقتی با او حرف میزنی خودت را می بینی مثل اینه است . آینه ای که به تو انتقاد می کند عیبت را روب ه رویت می گوید به دروع از تو تعریف نمی کند یک نفر وقتی به چشمانش نگاه می کنی دنبال حقیفتی در نگاه توست .نباید این همه زود میرفت باید مرا آماده می کرد . هر چند بارها این کار را کرد

برچسب: نویسنده: سینا رستمی تاريخ: پنجشنبه 11 خرداد 1396 ساعت: 1:27

در حال و هوای تهران وبلاگ نویسی دیگر این حرف ها پیش پا افتاده شده است . همه ماجرا از وبلاگ شروع شد.زندگی ست دیگر .اندیشه هایتان را برای خودتان نگه دارید داستانهای عاشقانه یتان را برای خودتان . زنی پشت پنجره نشسته بود و ارام می نوشت در حال و هوای آن روزها گروهی هم در حال وبلاگ نویسی کهنه کارهای داستا

برچسب: نویسنده: سینا رستمی تاريخ: پنجشنبه 11 خرداد 1396 ساعت: 1:27

بنظرش من زنی بلند بالا با دسته گلی بودم تا مرد برایم شعری بخواند:" ای زیبای آسمانی ام" - با هم ناهار بخوریم ؟ گفتم چه زود پیشنهاد می دهید بازی در دنیای وبلاگ با آشنا شدن و لبخند زدن شروع می شود لبخند میزنید لبخند میزنند دعوتتان می کنند برای ناهار . فرداا ساعت 11 قرار است به همه که لبخند میزنی باید د

برچسب: نویسنده: سینا رستمی تاريخ: پنجشنبه 11 خرداد 1396 ساعت: 1:27

سر فصل/تو نخواهی آمد/میدانم/ اما به هر صدای پای میپرم/طرح می زنم پای ورق های کاهی /مردی با باران آمد

+ نوشته شده در شنبه ششم خرداد ۱۳۹۶ساعت توسط اثیره |

برچسب: نویسنده: سینا رستمی تاريخ: پنجشنبه 11 خرداد 1396 ساعت: 1:27

به اثیره گفتم اصلا مهم نیست به تو بگویند نقاش .فکر می کنم مهم این است که من فقط اثیره هستم زنی اثیری فرزند اسحاق متولد تهران 23 اردیبهشت 1344 شماره شناسنامه 365 در محله قدیمی در جنوب تهران .خیابان امیریه بن بست فرهنگ نرسیده به میدان گمرک محله قدیمی نزدیک مغازه های دسته دوم فروشی ،معازه های تاریک

برچسب: نویسنده: سینا رستمی تاريخ: پنجشنبه 11 خرداد 1396 ساعت: 1:27

-می خواهم چیزی را اعتراف کنم -بگو خیلی وقت ها ازتو لجم می گیره .اما خیلی عاشقتم تو تنها کسی هستی که من عاشقشم .در این دنیا هر چه تلاش کردیم همدیگر را نشناختیم .مثل هم نبودیم . فرهنگ ، آموزش ، تربیت ، تجربه هامون از درک پیرامون ...کدوم بد بود کدوم خوب ... برای داشتنش همه کار کردم . هر روز نقش کسی را

برچسب: نویسنده: سینا رستمی تاريخ: پنجشنبه 11 خرداد 1396 ساعت: 1:27

نوشته های این وبلاگ ارزش هنری
و ادبی ندارد
برداشت از نوشته جایز نیست
عکس :پای من
شغل :زن مطبخی
مهارت ها : نقاشی روی بوم ، در و دیوار و کابینت
مهارت ها :.دلبری ، دوست داشتن ، رفصیدن با خیال ،کمی سه تار ، کمی تار، کمی عقده ای ،
متولد :سال مار /پیرزن
بیمار: روان پریش
کتاب : تولد یک اثیره
در کتابخانه ملی ثبت شد!

برچسب: نویسنده: سینا رستمی تاريخ: پنجشنبه 11 خرداد 1396 ساعت: 1:27

نوشته های این وبلاگ ارزش هنری
و ادبی ندارد
برداشت از نوشته جایز نیست
عکس :پای من
شغل :زن مطبخی
مهارت ها : نقاشی روی بوم ، در و دیوار و کابینت
مهارت ها :.دلبری ، دوست داشتن ، رفصیدن با خیال ،کمی سه تار ، کمی تار، کمی عقده ای ،
متولد :سال مار /پیرزن
بیمار: روان پریش
کتاب : تولد یک اثیره
در کتابخانه ملی ثبت شد!

برچسب: نویسنده: سینا رستمی تاريخ: پنجشنبه 11 خرداد 1396 ساعت: 1:27

نوشته های این وبلاگ ارزش هنری
و ادبی ندارد
برداشت از نوشته جایز نیست
عکس :پای من
شغل :زن مطبخی
مهارت ها : نقاشی روی بوم ، در و دیوار و کابینت
مهارت ها :.دلبری ، دوست داشتن ، رفصیدن با خیال ،کمی سه تار ، کمی تار، کمی عقده ای ،
متولد :سال مار /پیرزن
بیمار: روان پریش
کتاب : تولد یک اثیره
در کتابخانه ملی ثبت شد!

برچسب: نویسنده: سینا رستمی تاريخ: پنجشنبه 11 خرداد 1396 ساعت: 1:27

روز جمعه با دخترکم و دوستان دانشجوش و استاد جامعه شناسی و مهمانهای خارجیم رفته بودیم موزه هنرهای معاصر .تابلوهایی بود از استاد بهمن محصص و سهراب و گروهی نقاش ایرانی و خارجی یکی از تابلوها به سبک قهوه خانه ای بود .دختری داشت موهایش را شانه میزد.شروع کردم به خوندن این شعر بچه ها همراهی کردند... جُ

برچسب: نویسنده: سینا رستمی تاريخ: پنجشنبه 11 خرداد 1396 ساعت: 1:27

صفحه بندی